29 ام تابستان

روزهای آفتابی آب دهنی،ببخشید آب نباتی.،البت که توفیر نمی کنه چه جوری صداش کنی مهم هویت ناشناخته ی تف مالیشه که اصولا و به شدت تغییر فرم می ده اما ذاتش ثابت و یکسان بوی شیر جوشیده ی ولرم میده وسط تابستونی.کمی هم بوی رمان،ببخشید ربان صورتی میاد و لاک بنفش روی ناخن های کوتاه تابستونی و یه ربان،ببخشید رمان "تنهایی پر هیاهو" با برگ های باز مونده.، این به شدت تابستان قرمز نارنجی رو تکذیب می کنه اینقدر که جمعش می بنده و می شه اکاذیب،البته هنوز بهش احترام می ذاره و زیر باد کولر براش کتاب می خونه و همین که خوابش برد می ره پی لنگه ی گوشواره ی گم شده اش.،

،

ناخنک:

...

تابستان که شد دایی ام داشت خاک باغچه تربهای سبز را بیل می زد به یاد خواهرش افتاد که چقدر ترب سبز را دوست داشت و رفت و ظرف خاکستر را آورد و درش را با کمپود باز کن باز کرد و خاکستر ها را بر کرت ترب سبز ریخت و بعد، فصلش که شد این ترب ها را کندیم و خوردیم.

تنهایی پر هیاهو / بهومیل  هرابال

پی نوشت:

ازین به بعد قسمتی به وبلاگ عزیزمان اضافه می شه به اسم ناخنک که پاراگراف های خوشمزه ی کتابی که می خونمش رو براتون می نویسم. :)

 

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم

به این می گویند ادبیات الهام [لبخند]

ghostan

ایده ی جالبیه. موافقم باهاش و می خونمش.

بابک

تابستان گرم با رمان‌های داغ --------» درجه کولر رو باید رو تندتر گذاشت.

شهاب

ناخنک زیبایی بود منتظر بیشترش هستم !

سمانه

گرمه... خيلي گرمه... چندبار شروع كردم بخونمش ولي هر بار 10صفحه بيشتر نتونستم جلو برم... چرا نمي‌دونم!!!!

شاه رخ

منم تازگيا فقط دارم ناخنك مي زنم حس نقد نوشتن نيست!

kian

منم ناخنک رو دوست دارم[خوشمزه]