ناپلئونی

امروز امتحانام تموم تموم تموم شد!!

احساس متفاوتیه!

وسط ژوژمان نگار گفت میخواد شیرینی نامزدیش رو بالاخره به بچه ها بده..

همه این شکلی شدیم D:

استاد از همه بیشتر این شکلی شد!!

و بعدش استاد با لبخند گل و گشاد ی که تو کلاس پخش میکرد

به نگار گفت:نری از این شیرینی گل محمدی ها بخریا !!!

یعدشم عین آدم با مزه ها جماعت رو نگاه کرد.

نگار اومد پیشمون گفت حالا چه شیرینی بخرم؟؟

گفتیم ناپلئونی بخر که وقتی  استاد میخوره یه خورده بهش بخندیم!!

ناپلئونی خرید و برگشت

در جعبه رو باز کرد

به استاد تعارف کرد

ما٬همه نگاه

استاد با مهارت خاصی یدونه از جعبه برداشت

ما فقط نگاه

استاد گفت ایشالا خوشبخت شین

ما فقط نگاه

و بعد

دهنش رو باز کرد

و

کل

تاکید میکنم

کل شیرینی رو یکدفعه گذاشت تو دهنش

و بعد دهنش رو بست

ما فقط نگاه

 با

یه عالمه علامت تعجب که یکی یکی میترکید!!

 

   

/ 17 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کافر

باز هم سلا مانتيک خوب ..... مرسی من خوفم ..... اين حس بقول شما کثيفی که براتون از هيتلر نقش می بنده طبيعيه !! بخاطر همون احساسی که از خونخواری هيتلر نقش می بنده ...... اما با خوندن کتاب رايش سوم به نکات خيلی جالبی راجع به اون رسيدم .... واقعا در تاريخ شناخته نشده .... وگرنه ديکتاتوريهای امروز تحت الشعاع قر ار می گرفتند .... نکته بعدی : بايد بگم بله ... همون ژدر بزرگم بود که ناگهانی از دستمون رفت ..... حافظه خيلی خوبی داری

گلناز

خـــــــــــــــــــوش به حالت که امتحانات تموم شد . مقدار زيادی بهت حسوديم ميشه

saeed

salam elham khanoom. bebakhshid ke ye kam dir oomadam. webe jalebi dary. khosham oomad. manam up kardam, ye matne jalebe ke khili roosh kar kardam, khoshhal misham biay, rasty chera az poste ghablim taajob kardy?

مهدی هنرپرداز

اين صحنه‌های قشنگ رو بايد زندگی کردو قاب گرفت. دلم واسه دانشگاه تنگ شده. خيلی تنگ.

امير

استاد به اين ميگن...دمش گرم واقعن

insight

ای ول به شما! نه به استاد