یه روز دلتنگ دیگه

الهام با غصه خوابش برد،با غصه بیدار شد،با غصه صبحانه نخورد،با غصه رفت سر کار،با غصه نشست رو صندلیش و محکم تکیه داد تا قیژ صندلیش در بیاد،با غصه یادش اومد دیروز آقای چایی براش روغن کاری کرده،با غصه دلش هیم خواست.،

هیم

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیاوش کسرایی

خب پس این وسط هیم چی می شه که با دلش با غصه الهامو می خواد!؟ الهام این طرف و همه ی طلب های خوب دنیا هم آن طرف. در حالیکه هر دو با غصه هم را می خواهند. راستی چرا !؟! چرا یک طرف نیستند!؟!؟!؟ ...

فرید

سلام بر تو ای هموطن ایا از پس مخارج زندگی خود بر نمیایید؟؟ ایا دنبال یک راه حل برای غلبه بر مشکلات مالی خود هستید؟ ما برای این مساله مشترک همه یک راه حل داریم. درباره کمپانی پارمیس که بصورت قانونی در ایران ثبت شده چیزی شنیدی؟ میخواهی ماهی 5تا8 درصد سود بگیری؟ میخوای سرمایه هات توسط بانک تضمین بشن؟ میخواهی از درامد بازاریابی ماهانه10ها ملیونی استفاده کنی؟ و خیلی چیزای دیگه از سایت ما دیدن کنید

اعظم

عزيز جون چرا غصه‌دار؟[ناراحت]

رضا

دلمون گرفت خانم الهام ... در مورد اون مسئله هم چشم تا بتوانیم اطاعت امر میکنیم تا چه پیش آید ... غمهایتان بر باد ...

نوشین

پس من فقط امروز در حال غصه خوری نیستم. بیا گریه کنیم سبک شیم!

ghostan

یاد داستانهای دوران پیش از مدرسه افتادم با این سبک نوشتت.

نسیم

حالا بعد از اون هیم دلش وا نشد؟

فاطمه

خارجکی شما غصت میگیره ها!

ununoctium

غمش نباشه الهام خانوم!امیدوارم فردا همه ی با غصه ها به با خنده تبدیل شه