شب شهریوری

دلش یه فانوس می خواد که دستش بگیره و بیفته دوره دنبال تاریخ بودنِ آرام،آرامش،بودن .،فانوس مهتاب ی ، کسی چه می داند.،؟دلش از این طرف تا دقیقا همان طرف دنبال غروب خورشید می دود،غروب شهریوری دل انگیزش.،نرم نرم خورشید نرم تر می تابد و هنوز می تابد.،شب های شب نم زده ی کم سر و صدا.،ماه من کو.،؟

،

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازلی

فکر کنم وقت پیدا شدن ماه ٍ

نوشین

غروب شهریوری، غروب معروفیه؟!

*elham

اومده نشسته تو صفحه ی کامنتش.,

roya

کجا فرار کنیم از دست این دل...شهریور ولی نمیخوام. غروب سرد بهمن ماه

North Star

[لبخند] نمی دونم این فانوس چرا منو یه دفعه برد به فانوس دریایی بندرانزلی! آخ که چقدر دلم می خواست برم بالای اون فانوس دریایی... .

امير

ماه تو کو؟ "نشسته ميان صنوبران" آرام در ميانه نهري که خو گرفت موج سکوت و آينه با غوک جيغ و داد در اين سکوت؛ کرده چو چشم تو بازتاب

امير

ماه تو کو؟ "نشسته ميان صنوبران" آرام در ميانه نهري که خو گرفت موج سکون و آينه با غوک جيغ و داد در اين سکوت؛ کرده چو چشم تو بازتاب نکته: در مصرع سوم "موج سکون" درست است

لیلی..

می بی نی؟ انقدر دیر اومدم که هم بارون زد ، هم ماه دراومد.. دل تو چی؟