خودبسندگی

زندگی یک وری نگاهم می کند.،کلمه های هم قد در فنجان چای و باد ِنم ِ پاییز،همراه صدای تاکسی و مسافران عجول پر و خالی می شود و جایی،گاهی،می شود روی شیشه بخار زده زنده زنده،زندگی نوشت و یک وری نگاهش کرد تا همه چیز صاف شود.، می شود.،

،

 

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خواننده قدیم

چقدر سرد

مروارید عرفان

سلام الهام عزیزم [گل] زندگی را با هر نگاه ببینی ، او هم ترا آنچنان نگاه خواهد کرد . همواره شاد و موفق باشی . [قلب]

سمانه

و صاف می مونه آیا؟؟!!!

آقای مشاور

اگه شیشه را شکستی تازه زنده شده ای و عشق به زندگی روبروت پیداش می شه

م.آزاد

دل خوشی ها این روزها خیلی کم شده اند.

ابی

سلام خیلی زیباست...............

محمد علی

اما خواهر جان زندگانی همیشه مرا اون وری نگاه می کند....[نیشخند] اما من نگاهش نمی کنم...چون که پرو نشه....[چشمک]