يک روز همراه با يک سيب گم شده

فقط به گاز زدم..یه گاز..حالا گمش کردم.میشه گفت همون یه گاز نا مطمئن و

 سطحی شده نشونه ی سیب من.هیم.کمی دلم براش تنگ شده (روزم رو میگم)

کاشکی اونم گاز میزدم که حداقل می تونستم پیداش کنم.از حق نگذریم

خوشمزه بود..شیرین و ترد..احتمالا به شیرینی خرمالو های درختت..

شاید هم نه!(سیبم رو میگم)پوست خوشرنگی داشت٬واسه همین دست به کارد

نبردم..گمشون کردم..یکی با گاز یکی بی گاز...کلاس امروز تشکیل نشد..تیک تیک تیک

 رفتیم دانشگاه..کنفــــــــــ شدیم ..توک توک توک برگشتیم..شیطونه میگه تا آخر

 هفته دیگه نرماااا..میدونم..اگه نرم همش تشکیل میشه!پس غلط کرد که گفت

(شیطونه رو میگم)..درست بادم نمیاد٬همون روزی که روزم گم شد ٬سیبم هم گم

شد؟!....شد؟...نشد؟!...درست یادم نمیاد..آها یادم اومد..اصلا اینهمه آسمون ریسمون

بافتم تا یادم بیاد چی می خواستم بگم..

می خواستم بگم  سر خطــــــــــــــــــ

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کافر

سلام .......... چشم !!!

mehdi gold

سلامبرالهام. ۱. جالبترين نظر رو آقا حسين داده. ۲. واقعا که استعداد ميخواه! ما که نداريم. ۳. خوشم مياد .... شرمنده...

امير

از لحاظ رياضی ثابت شده بچه خوب هيچ وقت نبايد به حرف شيطون گوش کنه

آقای ديوانه

خوش اومدی!...راستی!‌اين عکسه که اين کنار گذاشتی قشنگه.کار خودته؟

مريم

سلاااام...آپيدی بالاخره ... می دونی من توک توک برنگشتم....رفتم پيش ياسی ...گرفتم تخت خوابيدم آخه ساعت ۳ هم يه کلاس ديگه داشتم...

سيد

سلام بابا از دست اين کامنتينگ شما خسته شديم .. ميايم سر کيف می نويسيم کامنتمون رد نمی شه و بعدش برای دوباره نوشتن قاط زدگی مزمنمان عود می کنه .. راستی يکی اينکه متنها دارن شکوفاتر از گذشته می شن ( از وبلاگ قبلی رو می گم ) دوم اينکه خوب اين درد مزمن که ما هم بنوعی گرفتارشيم رو با اين نوشته به نمايش گذاشتی ... لذت برديييييمممم !!