دلم تنگ است برای خودم!

خودم را می خواهم

می دانم

هر اشتباهی تاوانی دارد

ولی

گاهی این تاوان را تاب نمی آورم

دلم خودم را می خواهد!

پاورقی:

امروز دلم می خواست یه پیر مرد سیاه پوست بودم با ریش و موی سفید.٬

پاورقی دوشنبه ایی:

اوهوم به شانس اعتقاد دارم پس هستم.٬اينترنت کل سايت دانشگاه قطعه و فقط دستگاهی که من پشتشم وصله!!!!!

این شانسه دیگه نه؟!بزن به تخته! ;)

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آقای ديوانه

اينروزها نه هست ها چنانند که بايد و نه نيست ها!... روزها خاکستری تر از قبل است... خيلی خاکستری!

نرگس

دلت واسه خودت تنگ شده الهام جان با پيرمرده چيکار داری خب ولی من هيچوقت به اندازه روزايی که دلم واسه خودم تنگ ميشه غصه نميخورم

نازلی

منم بعضی روزها بد دلم هوای خودم و ميکنه. ولی روزهايی که خيلی بد بختم هميشه دلم می خواد گنجشک باشم

فريبا

کاش باد ترانه ای خوانَد دلتنگيت را ...

روهام

من همش داشتم فک می کردم عجب کنتراستی درست می کنه قيافه اين ريش سفيت سياه پوست.. . . چه باحال من هم امروز کلی خوش شانس بودم داشتم کار می کردم يهو کامپیوترم ترکيد و درس نشد و کل روز رو به فعاليت شريف دو دره بازی و زیر ابی مشغول بودم و خيلی کیف داد جان خودم!

نرگس

الهام* همين امروز جلوی چشم خودم يه مارمولک رفت زير ميزم...

گلی

حالا چرا پيرزن سياه پوست نه؟

گلناز

اينجا چرا علامت بغل نداره پس؟

امير

بيا!اينم دومين نشانه خوب...پيدا ميشی دوباره.قول ميدم بهت

فريبا

الی خوش شانس معروفه ديگه، نمي شناختيش؟