دالی

 

+ نمی دونم!

نمی دونم این سرما از کجا میاد.٬حسابی تنم رو میلرزونه٬اما چشم هام گرمه.٬سرچاپ یه دسته گلی به آب دادم دیدنی!استاد ییهو مهربون شد و خواست تو ماده ظهور زدن به شابلن کمکم کنه!منم طی یه سری حرکات بسیار بسیار پیچیده (اعتراف میکنم دیگه نمیتونم انجامش بدم)تمام ماده ظهور و ریختم روی استاد و سرتا پای استاد سبز شد چه سبزی!!با اینکه لباس کار پوشیده بود اما نمی دونم چرا و چجوری مانتوش هم ترمال شد!

هوا جدی جدی سرد شده!انقدر از هوای سرد آفتابی بدم می یاد د د که نگو٬همه سراشونو تو یقه هاشون فرو میکنن و دستاشونو تو جیبشون فشار میدن!تازه رو کفشهاشم چند لکه ریخت٬همین که لکه های سبز روی کفش استاد دیدم زود به کفشام نیگا کردم که خوشبختانه هیچیش نشده بود D:دلم یه برف درست حسابی میخواد...٬که تمام صدا ها بشه گوپ!که من شال و کلاه کنم و برم پیاده روی و ترانه های مورد علاقه ام رو گوش کنم٬ که دستکشام دستم کنم و برم برف بازی٬که آدم برفی درست کنم و فکر کنم حتما میتونه یه غول برفی باشه!

(کلبه هنر پلات ۷۰*۵۰ رو میگیره ۲۵۰۰ تومن برای دانشجو ها ۲۰۰۰ تومن کارش هم خوفه!)حتی میشه از روزای برفی کلی عکس خیلی خوف گرفت!از گنجشکایی که پر هاشونو پوش می دن یا لایه های شل شده ی برف روی گارد ریل ها!برف همیشه احساس امنیت رو به من القا میکنه!

اگه
روزی روزگاری خواستین برین طرفای بازار..عکس بگیرین٬خرید کنین یا....٬حداقل در دست داشتن دست یه مامان الزامیست.٬حداقل!!! اگه یه کمی سیبیل داشته باشه که چه بهتر..(مامان نمیگم همراهتون میگم)وگرنه حکایتتون میشه حکایت ما  تیک تیک تیک پامیشین با کلی دورین و دنگ و فنگ میرین اونجا تعداد قدماتون به بیست نرسیده به این نتیجه میرسین بهتره برگردین! 

امروز دلم میخواست یه خارپشت بودم!!اونوقت خودم رو گوله میکردم از سر تیایش (شیخ بهایی از طرف نیایش بسته اس  ٬اخطار!!)تا خود دانشگاه رو قل میخوردم !

چه طولانی شد این پست.٬چیزی از ترم نمونده باز !حالا چرا دیگه علاقه ای به وبلاگ نویسی ندارم؟!نمی دونم!

چرا ذهنم پر از حرفهای زده و نزده و شنیده و نشنیده و فهمیده و نفهمیده و واگویه های مجهول و مهمله؟!نمی دونم!

چرا خواب یه بچه ی مرده توی بغلم رو که میخندید و گریه میکرددیدم؟!نمیدونم!

چرا همیشه ندونسته هام بیشتر از دوونسته هامه؟!نمیدونم!

میخوام درسم که تموم شد برم یه نونوایی باز کنم٬سردرشم مینویسم٬تحت نظارت مهندسین گرافیک!گمونم اینجوری کلی پول دربیارم و برم اون شورلت مسی رنگه که خواب دیدم بخرم!

نويسنده : *elham ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٦
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک