دالی

 

+ مائده های زمينی

ناتانائیل٬آرزو مکن که خدا را جایی جز همه جا بیابی.هر مخلوقی نشان از خداست و هیچ مخلوقی او را هویدا نمی سازد.همان دم که مخلوقی نظر ما را به خویشتن منحصر کند٬ما را از خدا بر می گرداند.

ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا را کشف کرد.دریغا که نمی دانیم همچنان که در انتظار او به سر می بریم٬به کدام درگاه نیاز آوریم.سر انجام این طور نیز میگوییم که او در همه جا هست؛هر جا و نایافتنی است.

به هر کجا بروی جز خدا چیزی را دیدار نمیتوانی کردخدا همان است که پیش روی ماست. ناتانادیل٬ ای کاشِ(عظمت)در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن مینگری.

ناتانائیل٬من شوق را به تو خواهم آموخت؛اعمال ما به ما وابسته است٬ همچنان که درخشندگی  فسفر.درست است که اعمال ما ما را می سوزانند و لی تابندگی ما از همین است و اگر روح ما ارزش چیزی را داشته دلیل بر آن است که سخت تر از دیگران سوخته است.

برای من (خواندن) این که شن ساحل ها نرم است کافی نیست:می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند.معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد ٬برای من بیهوده است.هرگز در این جهان چیزی ندیده ام که حتی اندکی زیبا باشد:مگر آن که فورا آرزو کرده ام تا همه ی مهر من آن را در بر گیرد.

                                                                                      آندره ژید.٬

پاورقی: شاید یه یاد آوری جزئی و  ارزشمند

نويسنده : *elham ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٦
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک