+ صبح يک روز شديدا بهاری...
حوصله ی قصه تعریف کردن ندارم...
لامپ حوصله ام ترکیده..
امروز صبح بوی نان تنوریه داغ داغ رو زندگی کردم..
فقط برای چند ثانیه
اما چند ثانیه ی پایدار..
تا حالا صدای زیبای تنور رو شنیدی؟!!
میخواستم بگم که..
اما نگفتم..
بذار تمام خاطرات بد با خاطرات خوب پاک شن..
این بهترین حالته..
نويسنده : *elham ; ساعت ۱٠:٢۱ ق.ظ ; شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٦
تگ ها:
