دالی

 

+ نزديک عبد ميباشد نقطه

اوه بله...جدا و شدیدا دو ٬ سه پست آخر از لحاظ ادبی٬فرهنگی٬هنری خیلی پر بار بود!!! خُب...فقط و فقط میتونم تقصیر ها رو بندازم گردن شب عید و همه ی این شلوغی های هر ساله که مطمئنا یه عادت خوشایند شده...البته برای من خوشاینده..خیلی ها با اَه و آه و نفرین این روزها رو تزئین میکنن..اما آخرش از تمام بنفشه های تازه کاشته شده و ماهی های قرمز و شیطون و لبخند های مات اطرافشون لذت میبرن...حالا اگه میگن: نه هیچ هم این طور نیست..نباید به روشون آورد...

دیگه کلا و کاملا خانه تکانی تموم شد...تمام عکس های اتاقم رو حدا کردم.تقریبا یه قسمت از دیوار اتاقم خراب شد..البته تقریبا که نه تحقیقا..منم به جاش نقاشی کشیدم...مممم خوشگل شد یعنی خودم عاشقش شدم ..اما دست آخر اینقدر کتابخانه رو تو اتاقم چرخوندم و چرخوندم تا اینکه درست اومدجلوی اثر هنری محترم ...کاریش نمیشه کرد..امسال می خوام اتاق این شکلی باشه...

درست حسابی یادم نمیاد هر سال این روزای آخر اینقدر طولانی و آدامسی برگزار می شد..یافقط امساله...به نظرم عید یه خورده دور می رسه...هاه چه خنده دار...شاید به خاطر ........هیچ خاطری یادم نمی یاد!

                                                    ...اوقات به کام...

 
نويسنده : *elham ; ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک