+ واگویه های عصرگاهی
نَ ک ِ نباشم.،همین دورو برم،فقط یه جور دیگه.این یخورده پیچیده اس،حتی گاهی سنگین می شه. وقتی دور و بر وبلاگت نیای سنگین می شه. کم کم یه شکل دیگه ای می گیره.، منظورم عنکبوتان. ولی خب هر عنکبوتی نمی تونه بیاد تو وبلاگستان واسه خودش تار ببافه،گمونم گونه ی عنکبوت وبلاگ و کتاب یه جور باید باشه.اونم نه هر کتابی. مثلا مثه نه هر آدمی... اصلا به هر آدمی هر کتابی رو نباید پیشنهاد داد.بعضیا وقتی یه کتابی رو می خونن حیفش میکنن همون بهتر که نخونده باشنش.اما بعضیا انگاری وقتی اون کتاب رو بخونن،کامل تر می شه.اونوقت اگه اهل کتاب نباشن هی دلت می سوزه.هوم؟آهان زمستونم شده.،
همینا.،
نويسنده : *elham ; ساعت ٢:٢٦ ب.ظ ; دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٩
تگ ها:
