شهرسنگستان


+ روز دوم

نشستم پشت میزم و پاهامو چسبوندم به دیواره میز و زانوهامو جمع می کنم و بعد با فشار یکم خودمو هل میدم عقب و دوباره میام جلو و زانوهامو یکم جمع می کنم و ... اونوقت اون خانوم ساکته همش سرش تو مانیتورشه.،امروز فقط دوتایی هستیم چون اون آقای میز سمت راستی که روز اول هی در حال فین فین آب انبه نیم لیتری سنیچش رو یواشکی از کیفش در می آورد و سر می کشید و دوباره تو کیفش قایم می کرد نیومده،شاید که ترکیده باشه.،!

بعد نوشت:

روز سوم:

امروز فهمیدم همون آقا روز دومیه که ایندفعه کت شلوار پوشیده اومد،خوب بلده کلمه ها رو کجای جمله بنشونه،یعنی یه جورایی دکتر کلمات اداریه.،

واقعنی.،

 

 

 

 

نويسنده : *elham ; ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک