+ هم آهنگ
شده عصر های صدرصد تابستانی با بوی داغی و کمی ابر فراری و محو شونده و خیال آفتابیه آفتابی.یادم نمی یاد از کی اما دیگه داره زود تر شب می شه و دیر تر روز،اونوقت مجبورم شبا چشم هامو با فشار بسته نگه دارم و روزها با فشار باز و میون این حس های تکرار شونده هیچی خوشمزه تر از شیک شاتوت میون آسایش تابستانی یه کتاب خوب نیست.،
،
نويسنده : *elham ; ساعت ٦:۱٢ ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
تگ ها:
