+ البته
همون موقع که کتاب رو بستم و رو شکمم گذاشتم و به بالا پایین رفتنش نیگاه می کردم فهمیدم من فعلا این دور و بر فقط می تونم سوت بزنم،با ریتم.،شما نگران نشین،البته کمی نگران کننده به نظر می رسه اما اگه دونات های زرد و نارنجی تو بشقاب ها می تونستن بیان اینجا کامنت بذارن کمتر نگران می شدین.،البته یه دونات دورنگ بعد از مراحل بلع و هضم بعید به نظر می رسه تونسته باشه اطلاعات کامپیوتریش رو حفظ کنه که البته جای شکرش باقیه.،
،
.
نويسنده : *elham ; ساعت ٩:٢٧ ب.ظ ; یکشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها:
