شهرسنگستان


+ ساعت: پاسی از شب

قرار شد من گوسفندا رو بشمرم،تعدادشون یادم نیست فقط یادمه نصفشون خارجی برام شکلک در می آوردن،هر خارجی.،همون موقع که دم پنجره وایساده بودم خش خش جاروی فراش رو گوش می دادم و مراقب بودم بمبی چیزی جا سازی نکنه فردا یه عده رو بِکُشه.،همسایه روبه رویی هم بیدار بود ،طبقه ی بالا.،یه پشه هم بود که بعدش مرد.،بایه سری چیزایی که نمی خوام بگم،اصرار نکن نمی خوام بگم.،

نويسنده : *elham ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک