شهرسنگستان


+ کاشکی بارون بباره

این بهار منو یاد بهار های قدیم می اندازه،بهار های قدیمی دور ، قدیمی نزدیک ،قدیمی گیلاس دار،یاد اون وقت ها که مامان کیک می پخت با عطر مهربون هل .،این بهار منو یاد خواب دیشبم می اندازه.،با یه عالمه شخصیت نامعلوم و در ودیوار نا کجا آبادش.، با دسته گلی که تو خواب و بیداری انداختم دور،شاید خیلی دور نه،اما دور انداختن که شاخ و دم نداره.،با یه عالمه کاه گل و میوه ی کم مزه و بی نام.،با کمی مهربونی و مرغ کنتاکی.،

،

پاورقی بی ربط:

فکری می شم.،گاهی فکری می شم چرا آدمی که منو به اندازه ی چند خط نوشته می شناسه و نمی شناسه باید بیاد اینجا و یه عالمه دروغ ببافه،با اسم های دروغی دروغی ،یکی یکی.،هوم؟

نويسنده : *elham ; ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک