+ گلهایم
با صدای اس ام اس بیدار می شم،هر چی فکر می کنم یادم نمی یاد چرا شب گوشیم خاموش نکردم،با زحمت ساعت رو نیگا می کنم،ساعت بیست دقیقه به ده با پرده کاملا کشیده و صورتی.،بلند می شم و دوره می افتم تو خانه در حال تکانی ِخالی! نگام می افته به صبحانه ی معطل روی میز و چشم غره ی پنیر زرد شده یادم می یاره که هفت اینا قرار بوده صبحانه بخورم.می شینم رو لبه پاسیو کنار گلدونم،گلدونام و یخ می کنم.،انگشتامو می ذارم روی خاک نیمه نمشون،تشنشونه ،لیوان رو تقریبا پراز آب می کنم و یکم ازش می خورم،اینجوری عادت کردن،از وقتی که بردمشون محل کارم اگه خودم از لیوان آب نخورده باشم زرد می شن.،امسال لاله و سنبل نکاشتم.،نداشتم..،.
.،
،
نويسنده : *elham ; ساعت ۱:٥٦ ب.ظ ; سهشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها:
گلدان های من
