+ فقط
پنکه سرشو صاف گرفته و هی بر میگرده به من نگاه می کنه.،خورده شیرینی های تو ظرف رو با انگشت جابه جا می کنم،به تلفن روبه رویی که تک زنگ می خوره چپ چپ نیگا می کنم،. چه خوب که با من کار نداره.،بیرون مثل پاییز باد می یاد و برگ ها رو بازی می کنه و خیال رو بازی می ده،ته مزه ی دلتنگی صدام رو قورت می دم،صدای فاصله ای که می پیچه تو گوشی رو صبوری میکنم.،"تک" بوق می خوره ،این یعنی خطا خرابه.،انگار با تکرار می گه دچار.،
.،
.
نويسنده : *elham ; ساعت ٩:۳٠ ق.ظ ; پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۸
تگ ها:
