دالی

 

+ منم بازی

پیش نوشت:

معمولا من در حال اعتراف کردن هستم هم درست هم غلط که البته خودم فکر میکنم درسته!

از گلتن جان جان و مهدی خان جان هم ممنونم منو به بازی دعوت کردن..البته میدونم

 این بازی واسه شب یلدا بوده اما با استعدادی که از خودمون سراغ دارم.... میتونه تا

شب عید سر گرممون کنه!

اعترافات این جانب

۱)عاشق آشپزی و شیرینی پزی هستم...و دوست دارم تمام غذا ها رو خیلی خوشمزه

بپزم...(مثه اینکه خیلی هم بی استعداد نیستم)

۲)از این که در جمع گریه کنم و کسی گریه کردنم رو ببینه متنفرم!!اصولا گریه هامو قورت

می دم .آخرین  بار سر فیلم میم مثل مادر بود که گریه ام  رو قورت دادم..البته این دفعه

 

انقدر بزرگ بود که داشتم خفه میشدم!! بعدش تا نصف روز از گلودرد مردم!!!

۳)حکایت من و ( کتاب فروشی و لوازم التحریر فروشی و لوازم آرایش فروشی) حکایت

آهن و آهنرباست...تا حالا دیدی آهن ربا آهن رو جذب نکنه؟؟؟!!

۴)آدم حسودی هستم...خیلی وقت ها به روابط و رفتار های آدمهادر قبال هم  حسودیم

 میشه..یعنی اگه احساس کنم شخصی  به من توجه نداره یا کمتر توجه داره حسودیم

میشه!البته این حسادت تنظیمات خودش رو داره..مثلا اگه احساس کنم مامانم دیگه

 منودوست نداره میرم با گیوتین خودکشی میکنم و این در حالیه که در نامه که

 دست راستم نگهش داشته علت خودکشیم رو بی توجهیش اعلام میکنم که

حتما عذاب وجدان شدید  بگیره!!

۵)قدیما از ترسوندن افراد خیلی لذت میبردم بعدش توجیه شدم که خیلی کار بد و جبزبه

و دیگه به این کار پست پلشت نزدیک هم نشدم اما اعتراف میکنم  همیشه ته دلم

حسرتش رو  خوردم!!!

...

..

*از مهدی گلد و آقای دیوانه و کافر و سلوک و مریم هم میخوام که لطف کنند و بازی

 رو ادامه بدن!!

**
پی نوشت


از عرفان عزیز و غیرت مند که اونهم لطف کرده و منو دعوت کرده متشکرم!!

..

ومن ا.. توفیق

نويسنده : *elham ; ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٤ دی ۱۳۸٥
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک