شهرسنگستان


+ دو ساعت مرخصی

خانم دکتر با یه انگشتر بزرگ ِدیگه می گه خانم الهام (ستاره ام رو هنوز بهش نشون ندادم) چه طرح خوبی شد،بعد روزنامه رو می ذاره رو میزم کنار لیوان چایی نصفه ام (بهت گفته بودم که کلکسیون لیوانِ خوشگل مشگل دارم؟)طرحم رو می بی نم ،ذوق می کنم،. گمونم طرحم هم منو دید ذوق کرد چون به نظرم دیگه خیلی هلو می یاد،همین طوری به این یک هلو بودگیش نیگا نیگا می کنم که اونیکی روزنامه رو می ذاره رو این یکی و میگه اینم خوب شده(با لبخند)منم اینیکی رو ذوق می کنم(با لبخند).دو ساعت مرخصی می گیرم.یه ربع  تند تا اولین تاکسی روون می رم.بیست دقیقه تا میدونی که با دلخوری داره چهار راه میشه،.دو دقیقه تا خونه.....،

چقدر دلم خونه می خواست.،

،

نويسنده : *elham ; ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک