شهرسنگستان


+ دود ِفروشی

خیلی راحت سیگار نیمه اش رو گذاشت تو یه جاسیگاری و روش زد فروشی.،منم گفتم زرشک، آخه تازگیا افتاده تو سرم همش چپ و راست می گم زرشک،گفتم که امروز قریب به نیم لیتر گریه کردم؟اوهوم،امروز قریب به نیم لیتر گریه کردم.بعدشم چشمام هی درد کرد هی درد کرد، تلویزیون گفت اوه عزیزم دعا کن قضیه ختم به خیر شه.،منم دوباره گفتم زرشک،کمکی؟نقاشی، عکاسی،پوستری؟گفت زرشک یعنی چی؟!!گفتم اینقدر ترشه.،فردا دارم می رم کمک استاد جان چیزی از اونورا نمی خوای؟ آیکنی،لینکی،بنری؟ ایندفعه اون گفت زرشک.،!گمونم بهتر از من از این کلمه استفاده می کنه،یعنی اینجوری حس کردم.،

 


نويسنده : *elham ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک