+ باران نبارید. ،
خب من دلم بارون می خواد،هی هی آفتاب می شه،خورشید تو آسمون می رقصه دل منو می زنه، ابری می شه بعد دوباره آفتاب می شه.،اونوقت من چی کار کنم؟چجوری خودمو تو لباس گرم قایم کنم برم تو تراس بارون تماشا کنم!؟ کاش بارون بباره تا همه ی لحظه ها تَرشن، تا دوباره یاد این بیفتم که تهران فقط خاکستریه ،که گه گاه با چراغ های رنگیش به خیال طعنه می زنه.،
.،
.
نويسنده : *elham ; ساعت ۳:۱۱ ب.ظ ; سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها:
