شهرسنگستان


+ چندنوشت

١)شاید چند دقیقه،شاید هم بیشتر.،فارغ از"که"،"از"،"در"،"با" و تمام حرف اضافه های دوست نداشتنی که یه دفعه مهربون می شن و بهت لبخند می زنند،خودکارم نمی نویسه.،سرده.،نمی نویسه.،

٢)آخرین پشه رو کشتم،آروم یه جوری که دل و روده اش شبیه یه قطره سیاه و قرمز شاخک دار روی کاغذ پخش نشه،خیلی نکشتمش،هنوز داره تکون می خوره.،نمی ذاره نقاشی ش کنم هی پاشو تکون میده.،نیگا.,

٣)ننوشتنش(مربوط به نوشت یک) به های لایت نقره ای سفید برف کوهها که شده بک گراند برج خام میلاد و آسمونی پر از ابر های تپلوس(!!) می ارزه.،

۴)اینروزا عاشق طعم مربای آلبالو با عطر به هم تنیده ی چای و بارونم که جایی کنار خیال و بودن به آسمون میره،.

۵)دیگه چیزی نمونده.،اولین باره که فعل این جمله واقعی صرف شد،خب.،؟ 

 

 

نويسنده : *elham ; ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک