+ این روزها.,
دورتادور باران رو دوتایی پرسه زدم.,روزی تیره با بادهای بی رنگ و ساکتی که تنها درختان رو پیچ و تاب میده تا حداقل بودنشُ نشان بده.سکوتی که با تگ زنگ تلفن می شکنه و بعد,با جفت نشدن صداش حتی ارزش کنار گذاشتن فنجان چای رو هم از خودش می گیره.,باران تند میباره,با صدای ضعیف اما پی در پی.,بارانی که کفش ها رو خیس میکنه و چشمان رو تر,تا خیال بخار بزنه.,تا بشه روش دوتا آدمک کشیدبا لبهای خندون.,
نويسنده : *elham ; ساعت ۱:٤٦ ب.ظ ; سهشنبه ٧ آبان ۱۳۸٧
تگ ها:
