شهرسنگستان


+ بارانم.,

 

سایه ی باران بر چشمانم می افتد تا بیدار شوم.باران بر حیات می بارد و ابر های قرمز بر حیاط می تابند.,حسی جز باریدن ندارم.,چه کسی می داند حس باریدن را دور از چشم ها و صدا ها و فکرهای مزاحم,.؟ کاش کمی دورتر بایستند,باران بودن را دوست می دارم.

 

  

نويسنده : *elham ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ ; جمعه ٤ امرداد ۱۳۸٧
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک