+ من باران
آفتاب گرم گرم گرم. نور از آن بالا می آید, کافی برای دیدن, بدون تردید از هم حذر می کنند و با سیگار می روند ! گرمتر ,حتی بوی گند هم نمی آید! کمی بهتر, باز هم خیابان ها رادیدن,سرها در شانه فرو رفته, دست ها پشت گوش, مشکوک!!!عرق ریختن زیر آن سایه ی گرم, چه گافی!عینکم کو؟
باید ها در حال تغییر است , باید توی سر باشد ,با کمی سس خردل,حتی کمی کمتر! باوجود آسمان پوشیده از آفتاب, راه دراز بود حتی یک قدم, راهی تا سایه بان, هنوز آنجا بود. روزگار شفافی نیست آن طور که می بایست! اواخر فصل گوجه سبز!چه خوب آدمی امید دارد,هر از گاهی, به باریدن.
نويسنده : *elham ; ساعت ۱۱:٤٧ ب.ظ ; جمعه ۱٠ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها:
