شهرسنگستان


+ دل من..

دلم میخواد دم غروب ٬ یعنی همون موقع که اذان میگن و برگ درختها لا به لای نور چراغ کوچه می رقصن و صدای شهر که خیلی هم نزدیک نیست به گوش می رسه ٬ یه٬ یه ساعتی طول بکشه.٬اما خب نمی شه!

دلم میخواد همیشه دم غروب ٬ یعنی همون موقع که اذان میگن و برگ درختها لا به لای نور چراغ کوچه می رقصن و صدای شهر که خیلی هم نزدیک نیست به گوش می رسه ٬ در حالی که آرزو می کنم کاش یه ٬یه ساعتی طول بکشه ٬ تو شهر برای خودم قدم بزنم .٬اما خب نمی شه!

دلم میخواد همیشه ی همیشه ٬ دم غروب ٬ یعنی همون موقع که اذان میگن و برگ درختها لا به لای نور چراغ کوچه می رقصن و صدای شهر که خیلی هم نزدیک نیست به گوش می رسه ٬ در حالی که آرزو می کنم کاش یه٬ یه ساعتی طول بکشه و تو شهر برای خودم قدم می زنم ٬ یه بستنی چهار رنگ ایتالیایی که اسکوپ شاتوتش خیلی بزرگه ٬ داشته باشم!اما خب بازم نمی شه!

میبینی٬من حس بیشتری از ٬ ثانیه به ثانیه رو ٬ساعت ها زندگی کردن٬ نمی خوام!

نويسنده : *elham ; ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک