+ تلخ لطفا..
دستم رو میکشم رو تمام کلماتی که تازه با روان نویس نوشتم٬نوشته هام سر کش میشن!انگار می خوان با باد برن!مثل تپه های شنی ٍ کویر.٬با بــــــــآد.٬خدا رو شکر چیزی به اسم پول باد وجود نداره و گرنه پول تمام این کلمات رو از من می گرفتن..٬سه تا ستاره کنار اسمت زدم .٬از همون ستاره هایی که شازده کوچولو به کمرش بسته بود٬تپل بود٬تو باد تکون می خورد!
نمی دونم پول باد رو از شازده کوچولو می گرفتن یا نه.٬ اوهوم خیلی وقته پول باد پرداخت نکردم٬..به خاطر همینه که بخار قهوه ام از فنجون بلند میشه و راست میاد و تو چشمام فرو میره و رو احساسم میشینه٬..منم با گوشه ی دستمال پاکش میکنم٬حالا دیگه دستمال هم بوی تلخ قهوه گرفته.٬شاید بشه قهوه رو شیرین کرد و به ذاتش دروغ گفت٬ولی بخارش همیشه تلخ میمونه..
نمی دونم پول باد رو از شازده کوچولو می گرفتن یا نه.٬ اوهوم خیلی وقته پول باد پرداخت نکردم٬..به خاطر همینه که بخار قهوه ام از فنجون بلند میشه و راست میاد و تو چشمام فرو میره و رو احساسم میشینه٬..منم با گوشه ی دستمال پاکش میکنم٬حالا دیگه دستمال هم بوی تلخ قهوه گرفته.٬شاید بشه قهوه رو شیرین کرد و به ذاتش دروغ گفت٬ولی بخارش همیشه تلخ میمونه..
نويسنده : *elham ; ساعت ٩:٥٥ ق.ظ ; شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها:
