+ روز دوم
نشستم پشت میزم و پاهامو چسبوندم به دیواره میز و زانوهامو جمع می کنم و بعد با فشار یکم خودمو هل میدم عقب و دوباره میام جلو و زانوهامو یکم جمع می کنم و ... اونوقت اون خانوم ساکته همش سرش تو مانیتورشه.،امروز فقط دوتایی هستیم چون اون آقای میز سمت راستی که روز اول هی در حال فین فین آب انبه نیم لیتری سنیچش رو یواشکی از کیفش در می آورد و سر می کشید و دوباره تو کیفش قایم می کرد نیومده،شاید که ترکیده باشه.،!
.،
بعد نوشت:
روز سوم:
امروز فهمیدم همون آقا روز دومیه که ایندفعه کت شلوار پوشیده اومد،خوب بلده کلمه ها رو کجای جمله بنشونه،یعنی یه جورایی دکتر کلمات اداریه.،
واقعنی.،
+ واو به واو
،
خوابم می آید
خوابم می رود
و من میان واو ها گیر کرده ام .،
.
،
+ هیم می باشد

،
یک پاییز خودمانی.،
+ لطفا عصرانه خوانده شود
آره خب، دقیقا از همین کافی شاپا که بالای میزای فسقلیش عکسای بزرگ بزرگ می چسبونن تا همه برای تماشا عکسا مجبورشن لپاشونو بچسبونن به میز و چشماشون رو لوچ کنن که مثلا فنجون قهوه خوشمزهه رو ببینن یا چمیدونم هر چی دیگه رو، من همونجا گم شدم، الانم بلد نیستم برگردم خونمون، لطفا منو پیدا کنین.،
،
.
+ چندتا
تا ِ اول اینکه قبل از سرما و برگای زرد نارنجی درختا، غبار خورشید حالیت می کنه که پاییز شده.
تا ِ دوم اینکه کاش یه سایت غیر فیلتر برای آپ لود عکسام بهم یاد بدین اینجوری دست و دلم یه ور نباشه وبلاگم یه ور دیگه،
تا ِ سوم اینکه از ده دوازده روز آخر تابستون هشت،نه روزشو سفر بودم،چندجا چندجا.،
تا ِ چهارم هیچی، هیچی سنگینه،وقتی ازت می پرسن چی خبر بگی هیچی خیلی سنگین به نظر میاد،واسه همین مجبوری چرت و پرت تعریف کنی و تهش مهم لبخند بزنی.
.،
ناخنک:
...باگ مورن می گفت:همه ی نسل ها نسل بر باد رفته اند.اصلا علامت یک نسل همین است که برباد رفته است.وقتی آدم این را احساس نکند پیداست که کارش پاک خراب است.نسلهایی که برباد رفتگی خود را حس نمی کنند در گه خفه شده اند.
خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری
