+ 29 ام تابستان
روزهای آفتابی آب دهنی،ببخشید آب نباتی.،البت که توفیر نمی کنه چه جوری صداش کنی مهم هویت ناشناخته ی تف مالیشه که اصولا و به شدت تغییر فرم می ده اما ذاتش ثابت و یکسان بوی شیر جوشیده ی ولرم میده وسط تابستونی.کمی هم بوی رمان،ببخشید ربان صورتی میاد و لاک بنفش روی ناخن های کوتاه تابستونی و یه ربان،ببخشید رمان "تنهایی پر هیاهو" با برگ های باز مونده.، این به شدت تابستان قرمز نارنجی رو تکذیب می کنه اینقدر که جمعش می بنده و می شه اکاذیب،البته هنوز بهش احترام می ذاره و زیر باد کولر براش کتاب می خونه و همین که خوابش برد می ره پی لنگه ی گوشواره ی گم شده اش.،
،
ناخنک:
...
تابستان که شد دایی ام داشت خاک باغچه تربهای سبز را بیل می زد به یاد خواهرش افتاد که چقدر ترب سبز را دوست داشت و رفت و ظرف خاکستر را آورد و درش را با کمپود باز کن باز کرد و خاکستر ها را بر کرت ترب سبز ریخت و بعد، فصلش که شد این ترب ها را کندیم و خوردیم.
تنهایی پر هیاهو / بهومیل هرابال
پی نوشت:
ازین به بعد قسمتی به وبلاگ عزیزمان اضافه می شه به اسم ناخنک که پاراگراف های خوشمزه ی کتابی که می خونمش رو براتون می نویسم. :)
+ نصفه شبی
زمان داره واروونه می چرخه؟اگه نه چرا من ساعت سه و خورده ای نصفه شب بیدارم؟شاید من از روز و شب جا موندم،شایدم ازش جلو زدم،اما احتمالش زیاده که زمان یه جورایی یه وقتایی نچرخه،مستقیم بره.،عمودی و افقی نه،.اریب ساعت ها رو بدوزه بهم و نصفه شبی بمونی بی خواب.،
+ سیمرغ
یکی یکی سکه ها رو نگاه می کرد و وقتی که به اندازه ی دوتا پنجاه تومانی و شش تا بیست و پنج تومانی شد سکه ها رو تو مشتش جمع کرد و انداخت بالا و بعد هم زمان با اینکه دستش رو بلند می کرد تا بقیه پولم رو پس بده گفت دستتون نسوزه خانم سکه ها داغ ن.،
سکه های داغ رو تو جیبم گذاشتم،شایدم خالی کردم و نگاه کردم کدوم چراغ سبزه و می تونم با صدای جرینگ ازش رد شم تا برسم اونطرف میدون.،آفتاب ِ عمود داغ داغ می تابید.،حالا اگه از اول متن تا اینجا بشمری می بینی که ۴ بار کلمه داغ رو نوشتم اما حقیقتش اینه که هوا به اندازه ۶ بار داغ بود و سکه ها به اندازه ی حدودا سی تا،چون سیمرغ پشت یکی از پنجاه تومانی ها خودشو آتیش زده بود و داشت خاکستر می شد.،
پی نوشت:
من می دونم ققنوس خودشو آتیش می زنه.،
