شهرسنگستان


+ بیست و شش

شده سه تا یه روز آخری،امروز یه سری از عیدی ها رو خریدم.اما واقعنی نفهمیدم روزم چطور گذشت،باید عکاسی کنم،فردا!یادم بماند.،

نويسنده : *elham ; ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک

+ بیستٌ پنجٌ م

امروز تو شرکت هفت سین چیدیم.منم به عنوان گرافیست همش مجبور بودم کار مهما(!!)رو انجام بدم،سفره چه رنگیا باشه.گلدونمون کجا باشه.یه ماهی مردنی هم تو تنگ هی به صورت مردنی وول می خوره ، فکنم چینی ه.یه ربان قرمز شانگهایی به تنگش چسبوندم تا حالش بهتر شه..فکنم شد.،

نويسنده : *elham ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک

+ 24 اسفند 89

این روزهای گوگوری.،

چیزی ته سال نمونده .اون روزایی هم که مونده باید با قاشق چایی خوری جمعش کرد و نگه داشت که سال جدید هیجان انگیز تر شه،شایدم هیجان زده تر.دوست ندارم عیدی از تهران جم بخورم.دلم کتاب خوندن و کمی فیلم دیدن و خیلی بستنی خوردن می خواد،آهان درس خوندن هم اسمش هست اما حالش نه،فعلا نه.،

نويسنده : *elham ; ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک