+ بازی با محال ها

.،
یک روز بدون برق در ماه آبان.,
+ بارانم
من که حرفی ندارم ، همه ی حس های گم شده گذشته و نگذشته مال باران،حس باران در قاب خیابان آبرنگی پاییز مال من.،
باران من
بارانم
.،
خواهش میکنم گریه نکن.،
گاهی ، دلت می خواهد زندگی را بالا بیاوری ، سر دستشویی ،توالتی،جوبی.،جایی که آب بریزی و گم و گور شود، همراه تمام کلمه های "ن" دار،همراه تمام نا امیدی ها ، ندانستن ها ،نبودن،نبودن،نبودن ها..،جایی کنار تمام حس های بی پناه دنیا .،
،
+ من از آخرین روز دنیا آمده ام
بارون می زنه روی گونه هام،دستامو تو جیب بارونیم قایم می کنم،چشمام رو می بندم تا پلکام بارونی شن ، پیاده رو سه رنگ میرداماد رو داغ قدم می زنم.،شده یه بازی که بعضی وقتها با برخورد به یه عابر تموم میشه،یا بوق ماشین،یا یه چاله پاییزیه شلپ.،
.،
+ بارانِ سرماخورده
همین که می بی نم تاکسی پونک با سه سر نشین منتظر منه خوشحال بالدار می شم.،یاد دیشب که ۴۵ دقیقه زیر بارون با این صدای سرفه ایه گرفته تو صف منتظر تاکسی بودم و آخرش بابا اومد دنبالم،البته با ٢٠ دقیقه انتظار بارانی اضافه باعث می شه یادم بره امروز یه روز پنجشنبه وسط ظهره ، بی بارون ، بی تاریکی .،یعنی اصلا خوشحالی نداره.،فقط می شه به این خوش بود که شاید از پنج روز استراخت که آخرین بار دکتر دو روز پیش گذاشت رو سرما خوردگیم و دو روز اولش رو مثه یه مورچه گرافیست کارگر رفتم سر کارو سرما تر خوردم و برگشتم ، یه سه روزی استراحت جور کرد تا شاید تب کردن از یادم بره و کمی آسوده باشم، کمی.،البته اگه باز شخص شخیصی تماس نگیره و با صدای التماس پشت تلفن از ویژه نامه سمینار و دعوت نامه های طراحی شده و چمیدونم آگهی های آبان همشهری پرس و جو نکنه، که یعنی بیا.،توروخدا.،فقط نیم ساعت و ایناا.آخر نفهمیدم مسئول تبلیغات یه شرکت نسبتا بزرگ بودن خوبه یا بده.،حالا کلی هیم و هو و هی رو بذارین کنار یه لباس مشکی با دامن کوتاه و نوار دوزی سفید که هی دلمو می بره و منو می کشه پای کمد لباسام.،با این حالم م.،،
.،
راستش را بخواهی،قبل از هر چیز بوی باران می آید،باران آبانی که انتظار مرا می کشد.،دلم را تنگ گذاشته ام پشت پنجره ی بخار زده رنگی زندگی،به تماشای لحظه های انباشته شده ی آرزویی.،
.،
.
،
+ پست فراری
تو این هاگیر واگیر،همین که داشتم واسه دکتر محکم نفس می کشیدم فهمیدم خیلی بی ریخته پسرا برن دماغشون رو نوک تیز سربالا عمل کنن و سوسول نفس بکشن.،چمدونم یا حداقل خالی،قوزی،کوهی چیزی رو دماغشون جا بذارن آدم حالش بد نشه.،,جدیاا.،
.،
