+ این یک پنجشنبه است

.،
،
پاورقی:گلم،میزم،محل کارم.،
+ روز نامه
ابرهای مرموزی که در پیچ و خم کوه کمین کرده اند
سایه ی کشدار درختان
آسمان خیلی آبی
یک چهار شنبه ی تمام عیار
.،
،
+ .,
دلش یه سیگار می خواد.،دلش روشنایی سر یه سیگار تو تاریکی شب تار می خواد.،باید یه نفرو استخدام کنه براش سیگار بکشه.،دور وایسه و سیگار بکشه تا بتونه بنویسه: روشنای نارنجی نخ سیگار روی قلب ماه می سوخت.،ماه می سوخت.،
.،
،
پی نوشت:سیگار بد است.،
+ عطر مست شهریوری درختان.,
جیرجیرک کوچه یمان
پاییزی
می خواند
.،
+ هم
خوب خیلی هم جدی فکر نمیکرد،همین طوری گذری ی آسه آسه فکر می کردش که یه دفعه ای دامن گیرش شد،انگاری دستشو گرفتن و نشوندن وسط فکره.،والا.،حالا هی بگی زرشک و غیر زرشک.،چه فایده؟وقتی تو خواب هم فکر می کنی همین می شه.،نه بیشتر.،نه بهتر.،تو خواب از خواب می پری و یه دوش می گیری و .،همین.،
.،
.
+ شب شهریوری
دلش یه فانوس می خواد که دستش بگیره و بیفته دوره دنبال تاریخ بودنِ آرام،آرامش،بودن .،فانوس مهتاب ی ، کسی چه می داند.،؟دلش از این طرف تا دقیقا همان طرف دنبال غروب خورشید می دود،غروب شهریوری دل انگیزش.،نرم نرم خورشید نرم تر می تابد و هنوز می تابد.،شب های شب نم زده ی کم سر و صدا.،ماه من کو.،؟
.،
،
