+ اینجا تهران است.
دومین روز حیرت
زبانه می کشند
می دوند
بر میگردند
رنگی می شوی
.،
.
+ عطرِ قطره
تو تاریکی خیابان و همهمه ی همه،هُرم زغال گُر گرفته و ذرت رو نفس می کشم و تب می کنم،نگاه یه عالمه هنر پیشه نشسته تو بیلبرد رو نگاه می کنم و عطر قطره قطره بارون داغ رو عاعشق می شم و جایی میون بودنم نگه می دارم..،یادم باشد،روزهای سبز دلتنگی.،
،
+ .,,
.،
این رنگی ی ی ی ی
.
.،
+ خانه.,
تا ساعت بشه یک و کمی.،تا بوی بادمجان سرخ شده ی خوشمزه ی طلایی رو محکم قورت بدی و خواب قیلوله ی خوش خوراک رو فوت کنی تو هوا.،تا حساب کنی،آخیش اگه مثه هر روز بود الان سه بار شیراز دلش برات تنگ شده بود و سه سه بار نه بار رفته بودی و اومده بودی و سه بار فیس بوکت رو کلیک کرده بودی و سه بار به خنده صحبت کم هشیار همکارت لبخند زده بودی و سه بار با آقای شدیدا پیگیر تلفنی صحبت کرده بودی سه تا آگهی رو ادیت کرده بودی و تازه فقط فقط ساعت یک و کمی بود و تا کمی به شش خیلی مونده بود.،که چقدر رنگ بودنت با سه ساعت و نصف فاصله تو خونه حل شده است.،که چقدر دلم آبنبات چوبی که تهش آدامس داره می خواد.،
،
.
+ با سلام
احتراما
جهت استحضار نامه اداری می نویسیم در حد لالیگا.،
.،
+ تا اشک
اونوقت
دلش می گیره تو دستاش تا نشکنه.،تا بگذره، تا بره یه جا کنار بوته عاعشق رُزش قایمش کنه، تا چشماش از نگاه گل سنگین بشه،تا تمام غمش رو یه جا میون ابر و بارون و شب گم کنه.،تا یه قطره بارون تو تاریکی صورتش رو پیدا کنه و بشینه پشت چشماش.،تا تمام بودنش رو بباره.،
.،
+ یه روز دلتنگ دیگه
الهام با غصه خوابش برد،با غصه بیدار شد،با غصه صبحانه نخورد،با غصه رفت سر کار،با غصه نشست رو صندلیش و محکم تکیه داد تا قیژ صندلیش در بیاد،با غصه یادش اومد دیروز آقای چایی براش روغن کاری کرده،با غصه دلش هیم خواست.،
هیم
.،
+ .,
می تونی، چند بار، محکم، خدارو شکر کنی برای رقص مست آفتاب.، .،
