+ سرخ آبی
سایه آسایش رو چشمام می افته ، گل برگ های محمدی تو مشتم رو محکم نفس می کشم تا رنگ آسوده بودنم با تکرار یادم بیاد،نمی دونم بوی کولر که به گل محمدی ها میاد یا بوی گل هاست که به کولر میاد، که رنگ میشه، که می شینه تو خیالم .، که من سرخابی می شم.،
.،
،
+ **
بعضی روزا،روز مهربونتن.،
امروز روز مهربونم ه ه
می بی نی
.،
+ تلگرافی
نمایشگاه کتابِ شلوغ پلوغ ِ بهم ریخته ی بدرد نخور ِ دم کرده دوس ندارم
نقطه کاما
+ بوی کولر
اونوقت چایی تو فنجون به من زل میزنه،وسط بوی کولر،تو ابر و آفتاب آسمون،اصلا از نگاه کدرش خوشم نمی یاد اما به ژست ملتمس پشه ی توش خیلی میاد،.اونوقت اولین یاداش یه تقویم رو میزی میشه، یه پشه مرد .،
+ دو ساعت مرخصی
خانم دکتر با یه انگشتر بزرگ ِدیگه می گه خانم الهام (ستاره ام رو هنوز بهش نشون ندادم) چه طرح خوبی شد،بعد روزنامه رو می ذاره رو میزم کنار لیوان چایی نصفه ام (بهت گفته بودم که کلکسیون لیوانِ خوشگل مشگل دارم؟)طرحم رو می بی نم ،ذوق می کنم،. گمونم طرحم هم منو دید ذوق کرد چون به نظرم دیگه خیلی هلو می یاد،همین طوری به این یک هلو بودگیش نیگا نیگا می کنم که اونیکی روزنامه رو می ذاره رو این یکی و میگه اینم خوب شده(با لبخند)منم اینیکی رو ذوق می کنم(با لبخند).دو ساعت مرخصی می گیرم.یه ربع تند تا اولین تاکسی روون می رم.بیست دقیقه تا میدونی که با دلخوری داره چهار راه میشه،.دو دقیقه تا خونه.....،
چقدر دلم خونه می خواست.،
،
+ دلم
دلم مانده جایی پشت نگاه ِخط کشی های بی گذر خیابان
باد چه بی خیال می گذرد.،
