+ چا.یی

این عکس با firefoxدرست نشون داده می شه اما با internet explorer نه!چراشو هم نمیدونم دوست جان ها.،
:.
پی شفاف سازی نوشت:عرضم به حضور مشعشع دوست جان ها که این عکس درعصر مهربان یک روز پاییزی،بادوربین vga موبایل گرفته شده.،
+ هااا

+ نان ماشینی
تاریکی اتاقی که گه گاه با یه اس ام اس روشن میشه.،پرده و زیر پرده ای که با هم کنار میره تا برگ زرد و سبز درخت ها پشت بخار شیشه،مثل حجم زرد نم زده ی عشقی،خواهش بودنمون رو یه جا نقاشی کنه!آسمانِ ابری رنگ و بارانی خاکستری،که برگ ها رو تک تک به سجده وامی داره و تمام بودن ها رو جایی میان خوشی منعکس میکنه و دوربینی که میان دستهام تمام زندگی را طواف می کنه،آرام.,
+ آقا گرگه
اف اف رو بر می دارم.،یه لحن کش دار میگه برای تخلیه صندوق صدقات اومدیم.،میگه تخلیه،یاد تخلیه چاه می افتم.،میگم بله؟!میگه برای خالی کردن صندوق صدقات مزاحم شدیم،میگم صندوق نداریم آقا!می گه مگه پلاک بیست و خورده ای نیست؟میگم بله شاید باید برین کوچه شرقی،اینجا غربیه!میگه نه خیر غربی،مگه منزل آقای پاکنژاد نیست؟می گم نه خیر.،میگه مطمئنین؟!!می گم..هیچی نمیگم.، اف اف رو می ذارم و بقیه ی چایم رو هورت میکشم،گمونم آقا گرگه بود.،!با یه لحن کش دار.,
پی نوشت:از تمام دوستانی که نگران شدن ممنونم.،م م نه،یعنی از لطفی که داشتین خیلی ممنونم،گاهی حرف هاشنیده میشن و کم کم مزه ی واقعیشون تو گوشت زنگ می زنه.،
کمی رنگ پریده می شوم،زیر نور آن چراغ به هم ریخته.خسته،از تمام شنیدن ها و گفتن ها.،من،خوب نیستم.،!
.,
.,
,
