+ بوی نم ابر.,
حس غریبی نیست.،نشستن جلوی تخته سیاه ِسبزی که با تخته پاکن ِخیس ، راه راه تمیز شده.،اونوقت مجبوری تو سراشیبی یه خیابان با شیب ِخیلی،وایسی و به آقای اتوبوس بگی آقای اتوبوس، یه پنجره ی خالی برای دلتنگی ابری من دارید؟
،
.
+ عطر شهر.،
گمونم امسال زود به درخت ها کود دادن، آخه بهار یکم هول شده.،
.،
،
+ حس آبرنگی
یکی از راهنماهاش بینگ،بینگ،بینگ می زد و اونیکیش بیییییینگ،بییییینگ .،اینقدر جدی برف میومد که مجبور شدم چشم هامو نیمه باز نگه دارم و به ماشینا نیگاه کنم.،داور یک گفت بیا عزیزم،امروز می بری صحافی؟من با حواس پرتی; بله.،داور دو تشریف ندارن؟داور یک;نه سپردن به من.،من;لبخند،ممنونم،پس با اجازه،داور یک; به سلامت.،راسی خانم الهام با یه ستاره برای وب تدریس هم می کنین.،؟من با لبخند جمع شده;بله خانم داور عزیز،داور یک پس لطفا شماره تون رو..،من با لبخند خیلی جمع شده،بفرمایین.،داور یک با عجله;پس،لطفا فردا تشریف می یارین تا..، آفتاب شده و بارون می باره،آسمون آبی هی بین ابرا می رقصه و دونه های بارون رو می رقصونه.،یعنی یه عالمه حس متناقض یه جا.،یعنی احتیاج داشتن به صد جلسه به جای ده جلسه،یعنی چه هیجان انگیز می شه به استادِ عزیز ِ داور ِ قِل* ، تدریس کردن.، پی نوشت*:قِل همان قل قلی می باشد که به خیلی تپل بودن شخصی دلالت دارد.،
+ امروز برفی
یه لباس موهر قهوه ای تلخ با آستین های خیلی بلند،که بوی بخار نسکافه ی یکم شیرین و کیک خیلی شکلاتی میده به یه روز پر از ابر تیره با برف گرم خیلی میاد .،
ببین.،
.
+ بارون بارید
نیمه تاریک ِتاریک.،بارون بهترین هدیه بود،ته مونده ی بوی سیگار آقای پیر نبود تا توی راهروی دانشکده با بوی عطرم و نم بارون قاطی شه.،پاورپوینت باز نشد،پاورپوینت اصلا باز نشد.،دستم یخ کرد،داور یک گفت،اصلا اشکالی نداره توضیح رو فعلا شروع کنید،داور دو لبخند، من لبخند،لبخند سخت،به نام خدا.،موضوع رساله نظری.،موضوع رساله عملی.،کم کم آرامش،داور یک خیلی خوب خیلی خوب خانم الهام با یه ستاره،داور دو دستتون درد نکنه فقط چرا این فرم..،گفتم.،گفتم که از باغ فردوس الهام گرفتم،گفتم که تمام پنجره های موزه تو باغ باز می شه،گفتم که چقدر پاییزش می تونه مهربون باشه.،نیمه تاریک ِتاریک،بارون بهترین هدیه بود.،
+ 6 تا یه روز
کمربندم رو می بندم،شال گردنم رو از زیرش بیرون می کشم و دوباره مرتب می کنم.،ماشینُ روشن می کنم با یه قان ِمحکم.،دیگه چی؟هیچی.،شنبه رساله رو تحویل داور ها دادم،چرا این شکلی نگاهم می کردند؟تق تق می زنه به شیشه،نگاهش می کنم،چرا این شکلی نگاهش می کنم؟می گم نمی خوام،نگفته می ره.،کجا؟ اونیکی ماشین،دیگه داره خیلی شلوغ می شه،غیر قابل تحمل.،آقاهه شیشه رو کشیده پایین و نامطمئن به سیگارش پک می زنه.،باید پاورپینتش رو درست کنم،چی باشه؟چرا نباشه؟یه نمودار کلی،صفحه ی اول به صفحه ی دوم ارور میده.،صفحه گالری نیمه کاره،تا کی؟تاشنبه،مهمه؟!اینکه شنبه دفاع دارم مهمه؟گمونم خیلی مهمه.،دلم یه پنجره ی بزرگ می خواد تا نگاهم رو حل کنه.،استاد می گه پس ایشالا تا شنبه که حسابی آماده شدی.،می گم،همین الانم می تونم دفاع کنم استاد.،گرم می خنده،چرا این شکلی نگاهم می کنه؟اولین سری که قیژ قیژ از دستگاه پرینت می پرید بیرون و دسته می شد رو برداشتم و یباشکی بغلش کردم.،گفتم نه؟گرم بود،یکم گرم بود،گفتم.،کمربند رو باز می کنم،شال گردنم باز می شه،با حوصله مرتبش میکنم،داره احساسم کامل می شه.،کنار زندگی،در همین نزدیکی.،
+ برف
اگه
اگه امشب میون برفایی که می خوان رو زمین بشینن یه ماشین رو دیدین که پشتش نوشته یوهو داره برف میاااد،خدا جون مرسی با نقطه و کاما.،مطمئن باشین که الهام با یه ستاره توش نشسته.،
.،
.
+ باران نبارید. ،
خب من دلم بارون می خواد،هی هی آفتاب می شه،خورشید تو آسمون می رقصه دل منو می زنه، ابری می شه بعد دوباره آفتاب می شه.،اونوقت من چی کار کنم؟چجوری خودمو تو لباس گرم قایم کنم برم تو تراس بارون تماشا کنم!؟ کاش بارون بباره تا همه ی لحظه ها تَرشن، تا دوباره یاد این بیفتم که تهران فقط خاکستریه ،که گه گاه با چراغ های رنگیش به خیال طعنه می زنه.،
.،
.
