شهرسنگستان


+ حس شديد بودن.٬

امسال پاییز ٬خیلی خودم رو دوست دارم!

اینو امروز که سعی میکردم با هر قدمم حداقل یک برگ روی زمین رو خورد کنم فهمیدم٬

احساس می کردم انقدر آزادم که حتی می تونم پرواز کنم و انقدر زندگی رو دوست دارم

که می خوام به تمام عابر های عجول و اخمویی که از کنارم تند تند رد می شن یه تیکه

محبت هدیه بدم!

امسال پاییز خودم را عاشقم!

اینو وقتی که تو خیابون ونک با اون چراغ های  قشنگ به صف شده اش قدم می زدم  و

شاهد پخش شدن نور زردو سفید تو هوای خنک غروب و صورت رهگذرها بودم فهمیدم و

با تمام وجود حس کردم پاییز چه ظریف و با دقت صورتم رو نوازش میکنه و باز سرشار از

بودن شدم!

خلاصه اینکه امسال پاییز دچار خود شیفتگی شدم .٬شدید!

مخصوصا وقتی یاد حرفها و رفتار های که تو هفته ی پیش داشتم می افتم و واقعا از تهِ

 تهِ دل می خندم می خندم به تمامشون !!

نويسنده : *elham ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٦
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک

+ شب بارونی من

یه قراری گذاشتم با آسمون

قرار شد دیگه من گریه نکنم.٬اون به جای من گریه کنه.٬

تا آخر ٬تا همیشه٬

اینجوری احساس شادی میکنم٬خیلی زیاد٬عین بچه ها٬

دیشب خیلی بارید٬بیشتر از گریه ی من بارید

٬گمونم یسری فقط برای خودش گریه کرد٬

حتی من از هق هقش بیدار شدم و نازش کردم٬ گفتم دیگه گریه نکنه

٬حتی بهش گفتم که فزیماه میگه هر چیزی ارزشی داره!

اون وقت آروم خوابید و  گاهی فقط گاهی از گوشه ی چشمش بارون میبارید.٬

.

نويسنده : *elham ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٦
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک

+  

گاهی.٬

نباید ماند٬

باید رفت.٬

نويسنده : *elham ; ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٦
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک

+  

لعنت به من..

لعنت به غرور نمانده و مرده ی من

لعنت بر دلم ٬اشکم

لعنت بر تمام من!

نويسنده : *elham ; ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٦
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک

+ من يک هويج

٬

نمی دونم چرا مدتیه احساس " من یک هویج" بودگی مفرط می کنم.٬حس خیلی بدی نیست ٬

فقط یه خورده ضایع است!

نويسنده : *elham ; ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٦
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک

+ پيشنهاد نامه!

چند پیشنهاد خوف:

۱.آلبوم سلام آخر  احسان خواجه امیری  رو حتما گوش کنین.

۲.برنامه ی موزه ی هنر های معاصر تهران هنر مدرنه حتما ببینین و لذت ببرین حتی ارزش

 چند بار دیدن رو داره.از دوتا کار خیلی خوشم اومد یکی آخر زمان بود که واقعا آخر زمان بود

 و یکی نیاز.

۳.کتاب شعر گریه های امپراتور نوشته ی فاضل نظری.

۴.رمان زن در ریگ روان نوشته کوبه آبه انتشارات نیلوفر.

پشیمان نمی شوید نقطه :)

نويسنده : *elham ; ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٦
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک

+ شديدا پاييز است

 دير زمانی است که اين روزگار کج مدار ٬ کج کجکی می چرخد و غير از زندگی کردن و

 زندگی کردن و زندگی کردن اتفاق های ديگری هم می افتد انگار.٬


شب و روز می گذرد و ماه هی کهنه می شود و نو می شود و کامل می شود و چشم

که بر هم می زنی در می يابی٬چهار ماهِ کامل گذشته است از اولين باری که دوست

 داشتی و می مانی حيران که...


اين نيز بگذرد و باز هی ماه نو می شود و کامل می شود و کهنه می شود و باز به دروغ

 جار می زنی که تو را با آسمان کاری نيست.٬که هست!و باز هم هست و انگار هنوز ماه

 کامل است!

و به ياد آور آخرين بار که ماه را آتش زدی تنها سر انگشتانت سوخت و ماه حتی آه نگفت.٬!

و  روز شمار تيره ات را که گه گاه از لحظات نازنينت آگاه می کردی و ناگاه تبديل به

خنجرهای مفرغی شدند و به قلبت هجوم آوردند و گاه و بی گاه به آن زخم می زدند را در

 سيل آب ِخاطرات٬سوزاندی.٬ و چه سخت است سوزاندن در سيل و آنگاه تنها آهی کشيدی

 .٬و وای از آه که::: آه٬يکروز همين آه تو را می گيرد.٬

و می مانی در حيرت اين محملاتِ فِررر خورده.٬پس سخنی نمی ماند جز٬ آخرين سخن٬

و آن اينکه
               لعنت به آخرين ها.٬!

  

نويسنده : *elham ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ مهر ۱۳۸٦
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لينک